فرمان داریوش بزرگ برای حفر آبراه سوئز(قسمت دوم)
آبراهی که در زمان فراعنه و داریوش برای اتصال دریای سرخ به رود نیل و دریای مدیترانه ایجاد شده است، دارای چهار بخش طبیعی و سه بخش مصنوعی است. بخشهای طبیعی آبراه عبارتند از: 1- دریاچه بزرگ تلخ، 2- دریاچه تمساح، 3- شاخابهای از رود نیل، 4- رود نیل. بخشهای مصنوعی و حفاری شدهٔ آبراه عبارتند از: 1- فاصله میان شهر سوئز تا دریاچه تلخ، 2- فاصله میان دریاچه تلخ تا دریاچه تمساح، 3- فاصله میان دریاچه تمساح تا شاخابه نیل که از وادی تومیلات میگذرد و به کنار شهر زقازیق میرسد. از اینجا به بعد کشتیها از طریق شاخابه نیل به سوی رود نیل میرفتهاند و سپس سوار بر نیل به شهرهای گوناگون عزیمت کرده و یا به دریای مدیترانه وارد میشدهاند.
نظریهای نیز وجود دارد که دریاچههای تلخ و تمساح بخشی از مسیر نبودهاند و آبراهه از کنار این دریاچهها میگذشته است. در این باره استرابو نظر دیگری دارد. او نقل میکند که چون دریاچه تلخ بخشی از مسیر آبراه بوده است، آب شیرین رود نیل موجب رفع تلخی آن و عزیمت ماهیها و پرندگان به آنجا شده است (کتاب هفدهم، بند 25).
اکنون بخشی از این آبراه باستانی در ساخت کانال آبرسانی اسماعیلیه بکار رفته است.
داریوش پنج کتیبه بر روی سنگ گرانیت سرخرنگ (سنگ سماق) در کنار این آبراه مهم نگاشته است که یادمانی از انجام این برنامه بزرگ و شگفت مهندسی و زمینپیمایی در عصر باستان است. سنگها بلندایی در حدود 3 متر دارند و بومی استقرارگاه خود نیستند؛ بلکه از جای دیگری تهیه شده و پس از پایان سنگتراشی در محل فعلی خود نصب گردیدهاند. ظاهراً هر پنج نسخه رونوشتی از یکدیگر هستند و تفاوتی در مضمون با هم ندارند.
نخستین کتیبه در ابتدای آبراه و در نزدیکی شهر فعلی سوئز قرار دارد. دومین کتیبه در شهر شَلوف/ الشَلوفه است که امروزه در میانهٔ میدانی در این شهر جای دارد. سومین کتیبه در ابتدای دریاچه تلخ و در محل شهر فعلی کبریت/ کِبرِِت برپا شده است. چهارمین کتیبه در نزدیکی شهر سرابیوم/ سرابهاوم و پنجمین کتیبه نیز در نزدیکی تل مسخوطه/ تلالمسخوطه قرار دارد.
هیچیک از این پنج کتیبه سالم باقی نماندهاند و آگاهی از محتوا و مضامین آنها با قیاس با یکدیگر و اصلاح بخشهای منهدم شده هر کدام با بخشهای سالم مانده در نسخهای دیگر ممکن میشود.
نخستین کتیبه را شارل دولسپس Charles du Lesseps در سال 1866 میلادی و در روند ساخت کانال سوئز شناسایی کرد و رونوشتهای دیگر آن به مرور تا سال 1913 میلادی به دست آمدند.
سنگهای یادمانی داریوش بجز کتیبه و فرمان او، دربردارندهٔ نقوش و نگارههایی نیز هستند. شخص داریوش در یک سمت سنگ یادمانها در جامه ایرانی و در برابر خدای ایرانی (اهورامزدا) و در سمت دیگر، در جامه فراعنه مصر و در برابر خدای مصری (خدابانو «نـوت/ نِت») دیده میشود. در هر دو سوی سنگ یادبودها، نشان خورشید/ گوی بالدار بر بالای سر او و خدایان در اهتزاز است. در بخش مصری کتیبه و در زیر نقش داریوش و نوت، نگارههایی از نمایندگان سرزمینهای تحت حاکمیت او در حالیکه زانو بر زمین زدهاند، همراه با نام سرزمین متبوعه آنان به خط و زبان مصری ثبت شده است. مشابه این نگارهها در پایهٔ تندیس سنگی داریوش که در مصر ساخته شد و در شوش بدست آمد نیز دیده میشود.
حضور داریوش در سنگ یادمانها با تشریفات دوگانهٔ ایرانی و مصری، و نیز یادکرد توأمان او از خدایان ایرانی و مصری، نشانهای دیگر از احترام ایرانیان به آیینها و باورداشتهای ملتها و اقوام دیگر و حتی ملل مغلوب است.
سنگنبشتههای یادمانی داریوش بزرگ در کنار این آبراه با نام کلی کتیبه داریوش در سوئز و با نشان DZ شناخته میشوند. هر تختهسنگ دو رو دارد که در یک روی آن کتیبههایی به خطها و زبانهای میخی فارسی باستان، عیلامی، اَکَدی (بابلی نو) و در روی دیگر، کتیبهای به خط هیروگلیف و زبان مصری نویسانده شده است. متنهای اکدی که در پایینترین بخش سنگها قرار داشتهاند، تقریباً بطور کامل از میان رفته و متنهای عیلامی نیز بسیار آسیب دیده است. در متن هیروگلیف مصری که بخشهایی از آن سالم مانده است، مضامین و تعابیری وجود دارد که در متن فارسی باستان دیده نمیشود.
سالمترین متن بازمانده به هیروگلیف در میان کتیبههای داریوش، نسخهای است که در نزدیکی تل مسخوطه قرار دارد.

سنگنبشته داریوش در آبراه سوئز، نسخه تل مسخوطه، متن هیروگلیف
طرح از کتاب داریوش و ایرانیان، نوشته والتر هینتس، ترجمه پرویز رجبی به نقل از پوزنر G. Posener
از آقای دکتر پرویز رجبی برای اهدای این کتاب و از آقای بهزاد فرهانیه برای آمادهسازی و گرافیک آن سپاسگزارم.